خرید بک لینک

در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «زندگی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

  RSS  

راستش خیلی از مواقع خودم هم در مورد چرایی، چگونگی و نتیجه اتفاقات گیج و سردرگم هستم؛

مثل آدمی که از بیهوشیِ عمیقی کم کم بیدار می شود

یا کسی که از اعماق تاریکی به سمت نور می آید و دستش را جلو چشمانش حائل می کند تا نور چشم هایش را نزند و بتواند حداقل جلو پایش را ببیند

یا کسی که با ضربه ای ناگهانی یا انفجاری در نزدیکی اش نه درست می شنود و نه درست می بیند و گویی برای لحظاتی -که کوتاه به نظر می رسند اما واقعا دنیایی فاصله اند بین آنچه بودیم و آنچه می شویم- از بودن کنده می شود.

خلاصه هرچه هست حالت غریبی است که بعضی وقتها مرا می ترساند و احساسات عجیبی را تجربه می کنم که تعریفی از آنها ندارم و آنچه از پَسِ این تجربیات می آید، هم عجیب تر است و هم درک کردنش مشکل تر، چون؛ راستش شبیه تجربه هایی که داشته ام یا در اطرافم جریان دارند نیستند.

گاهی فقط می توانم نظاره شان کنم: قضاوت نکنم - تحلیل نکنم - دچار احساسات و هیجانات نشوم، تصمیم نگیرم و مثل یک دوربین مداربسته -فقط و فقط- مشاهده کنم که باید اعتراف کنم اصلاً کارِ راحتی نیست و در موقعیت های مختلف درک می کنم و آگاه می شوم که چرا سهل و راحت و آسان نیستند.

و باز هم باید اعتراف کنم که دلم می خواسته یا می خواهد بر همه اینها نقطه ای بگذارم و تمامشان کنم اما... اما.... اما.....

نه می توانم بگویم "دریغ" نه می توانم بگویم "ایکاش" نه می توانم بگویم "آه/افسوس/فغان/امان"

چرا که بعد از همه اینها، وقتی کمی هوشیار می شوم و به آنچه پیش رویم است واقف می شوم از کشف و در پی آن شروعی تازه سرخوش می شوم.

در این لحظات آنچه در بطن داستان است را -درست است که- نمی بینم اما به تجربه می دانم که این شروع نو هم بدون چالش نیست و امیدوارم که این بار آنچه اندوخته دارم کمکم کند تا این راه را کمی زودتر، کمی راحت تر و کمی خوشحال تر از گذشته طی کنم و حتی امیدوارم این بار کمی بیشتر استراحت کنم.

و در نهایت باید بگویم که زندگی در سالهای اخیر اینگونه برای من معنا پیدا کرده و مفهوم آن را به همین تلاش و تکاپو و چالش ها دریافته ام و به این جهت است که چنین مات و متعجبم کرده چرا که پیش از این دیدگاه دیگری نسبت به زندگی داشتم. البته هنوز هم به همان اندازه برایم زیبا و شیرین و خواستی است اما دیگر ساده لوحانه نیست.

برچسب: نویسنده: امیر کاظمیان تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 10:34

صفحه بندی