ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام : نیلوبلاگ

خرید بک لینک

«دلم تنگ شده است» را چطور می شود بیان کرد که فهمیدنش آسان باشد؟؟

شاید هرگز نباید گفت، شاید بهتر باشد نهان و پنهان بماند و مثلاً با چند قطره اشک یا لبخندی نه چندان شاد/نه چندان غمگین، خاطرات را مرور کرد.

شاید بهتر باشد که اصلاً «دلمان تنگ نشود»

شاید بشود ساده برایت بنویسم «دلم تنگ تون شده» و تو هم مثل همیشه فقط بخوانی و در جواب چیزی ننویسی و بگذری و من هم همینقدر که اعلام کرده ام کافی ام باشد.

یا، «شاید» های دیگر؛ مثل این که: «شاید بشود دیداری تازه شود.»

*********************************************************************************************************

این داستان هرطور که برای زن و مرد کتاب تمام بشود، برای حال من هم خوب است.

زندگی با همین چیزهایش قشنگ است و من هم در حال یاد گرفتن همین چیزها هستم: «پذیرش» - «تسلیم» - «شادی» و .... دیگر.


برچسبها: داستان ایرانی, دلتنگی, زویا پیرزاد, فاطمه معتمد آریا
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت 12:1 توسط آرزو |

ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 13:03

صفحه بندی